ورود
به قدر وسع بکوشیم

بنام آن كه جان رافكرت آموخت

به قدر وسع بکوشیم

داستان شناخت وعلاقه‌مندی من به کودکان اُتیسمی ودرنتيجه تأسيس بنیاد خیریه‌ای به این منظور، از یک اتفاق شروع شد، دقیقا تا یکی دو سال قبل از تاسیس این بنیاد ( سال 1389 )من هم مانند بسیاری از مردم سرزمینم ،‌از اُتیسم چیزی نمی‌دانستم. نمی‌دانستم که آنها چگونه آدمی‌اند و مادران و پدران و خانواده‌های آنها برای مراقبت از آنان چه مصائبي راتحمل مي نمايند. امااز معلولان ذهنی اطلاعات خوبی داشتم، چرا که بیش از سه دهه است که باموسسه خیریه توانبخشی معلولان ذهنی تهران، به عنوان عضو هيأت امناء وعضو هيأت مديره همكاري دارم و حداقل هفته‌ای یکی دو بار به آنجا سر می‌زنم ودرحدوسع وتوان خويش به مؤسسه همفكري ومساعدت مي نمايم.اما از اُتیسم اطلاعي نداشتم تا اینکه روزی یکی از همین فرزندان را به بخش معلولان ذهنی آوردند. مادر همراه فرزند بود. چهره اش پر از غصه و غم و گویی غم‌های عالم را در وجود این مادر قرار داده بودند. آمده بود و استمداد می طلبید که کاری برای فرزندش انجام دهیم. فرزندش غیر قابل كنترل بود،؛ نوجوانی زیبا و برومند که اگر از دور می‌دیدیش در مخیله خود هم خطور نمی‌دادی که در پس این چهره زیبا چه شور و شر و فریادی نهفته است.چند روزی که فرزندش( که الان بالای 25 سال دارد) را در مرکز معلولان نگه داشتیم ، رفت و آمد او هم به این مرکز زیاد شد و شرح ماجرای فرزندش و اختلال شگفتش را برایم توضیح داد و البته دردسرهایی که خانواده‌های دارای این گونه کودکان با آن روبرویند.

اندک اندک به صرافت افتادم و علاقه‌مند شدم بیشتر درباره این قشر از جامعه و مشکلاتشان بدانم. با برخی از خانواده‌های دارای این گونه فرزندان صحبت کردم و در کنارش اطلاعاتی هم از این سو و آن سو و برخی دوستان پزشک به دست آوردم. هر روز که می‌گذشت حس می ‌کردم باید کاری برای این افراد انجام دهم ، به خصوص برای خانواده‌های دارای فرزندان اُتیسم که به حق شب و روز ندارند و درواقع روان و روح آنها پریشان و آشفته است.

مدتی را هم به سرکشی و کسب اطلاعات درباره نهادها و ارگان‌های موجود در ایران در این زمینه اختصاص دادم و در نهایت دریافتم که کودکان اُتیسمی از جهاتی بی‌پناه‌تر از هر کودکی هستند و بی‌پناه‌تر از‌آنها پدران و مادران  آنهاهستندکه عملا زندگی و آینده خود را برای این بچه‌ها صرف کرده‌اند. اگر بگویم بهترین والدین دنیا ، همانا والدین کودکان اُتیسم هستند پربیراه نگفته‌ام. مادران کودکان عادی هم مادری می‌کنند، اما نه آنگونه که یک مادر اُتیسمی به فکر آسایش و آرامش فرزند خود است.

پس ازجمع بندي اطلاعات ،بويژه درديداروملاقات باخانواده هاي دردمند،لازم ديدم نسبت به تأسيس مركزي كه بتواند بخشی ازخدمات موردنيازكودكان وخانواده هاي آنان رابطوررايگان فراهم نمايداقدام نمايم ، به لطف خدااين اتفاق خيرصورت گرفت واكنون شاهد آن هستم كه بنيادخيريه كودكان اتيسم درهرماه بالغ بر1000 موردخدمات رابطوررايگان به كودكان وخانواده هاي آنان ارائه مي نمايد .

همیشه این پرسش با من همراه بودکه برای این کودکان معصوم چه باید کرد؟ ما که فرزندانی سالم داریم و برومند، حداقل کاری که می‌توانیم بکنیم این است که شکر چنین نعمتی را به جای اوریم این کار هم با کمک به افرادی میسر می‌شود که گرفتاری ها و مصایب صد چندان دارند. اگر بتوانیم با اندکی( تاکید می‌کنم اندکی) از خود گذشتن به سمتی حرکت کنیم که از آلام و رنج‌های آنها و خانواده‌هایشان کم کنیم ، می‌توانیم آن حس نوعدوستی و انساندوستي خود را التیام ببخشیم.مهم نیست که چه میزان و اندازهِ‌ای کمک می کنیم،مهم این است که اندیشه کمک کردن به این قشر در ذهن و ضمیر ما جوانه بزندو بروید. آن زمان می‌توان به چگونگی کمک کردن هم فکر کرد. به قول شاعر:

 تو پای به ره بنه دگر هیچ مپرس

خود ره بگویدت که چون باید رفت

با این فرموده پیامبر اکرم(ص) که مولانا جلال الدین بلخی به زیباترین وجه در کتاب گرانسنگ مثنوی بیانش کرد:

گفت پیغمبر که گر کوبی دری

عاقبت زان در برون آرد سری

من در تمامی این ایامی که بنیاد خیریه کودکان اُتیسم پاگرفت و به این مرحله رسید،همانند پرکاهی در مسیر تندباد بوده‌ام.

حجم عظیم کارهای بر زمین مانده را که نگاه می‌کنم، می بینم راه درازی در پیش است خود را مانند همان گنجشکی می‌بینم که در مقابل جنگلی از آتش قرار دارد و او است و اندکی آب در میانه دهانش که هر بار از چشمه بر می‌کشد و بر روی آتش می افشاند. به گنجشک گفتند که چرا چنین می کنی، سعی‌ای باطل و بیهوده؟! او در پاسخ از جا برخاست و بار دیگر قطره آبی بر نهیب و لهیب آتش افشاند و مضمونی را بیان کرد که سعدی علیه‌الرحمه به زیبایی سروده بود:

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل

که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

                                                                                                                 ناصر زجاجی

                                                                                                                    مؤسس ومدیرعامل بنيادخيريه كودكان اُتيسم

                                                                                                                     بهار1398